تبليغاتX
BEAUTY LIFE

BEAUTY LIFE

... هر چه خوش اید

۱۷ اذر تولد یکسالگی وبلاگمه ..

تولدش مبارررررررررررررررررررررررررررررررررررررررک ..

حالا دست دست ..
خب دل داره دیگه .. کادو که نگفتم بگیر خسیس .. حداقل دست بزن ..
ایشالا ۱۰۰ساله شه..

+نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم آذر 1388ساعت1:33 PMتوسط ele joooooooooooon* | |

۱۷ اذر تولد یکسالگی وبلاگمه ..

تولدش مبارررررررررررررررررررررررررررررررررررررررک ..

حالا دست دست ..
خب دل داره دیگه .. کادو که نگفتم بگیر خسیس .. حداقل دست بزن ..
ایشالا ۱۰۰ساله شه..

+نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم آذر 1388ساعت1:33 PMتوسط ele joooooooooooon* | |

من از نهایت شب حرف می زنم
من از نهایت تاریکی
و ار نهایت شب حرف می زنم..

اگر به خانه من امدی برای من ای مهربان چراغ بیار
و یک دریچه که از ان
به ازدحام کوچه خوشبخت بنگرم..

فروغ فرخ زاد

+نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم آذر 1388ساعت1:10 PMتوسط ele joooooooooooon* | |

خدا خدا جونم کجای کارمون اشتباهه ؟..
ما که هم دیگرو دوست داریم .. پس چرا چرا این همه مشکل ؟؟.. چرا؟؟
خدایا دوست دارم داد بزنم .. فریاد بزنمو بهش بگم که من هیچ وقت نمی خوام اذیتش کنم اما ..
خدا ما که در مقابل بزرگیت زانو زدیم گفتیم در برابر عظمتت حتی با عشقمونم نمی تونیم بایستیم .. پس چرا دستمونو نمی گیری؟ هان؟ مگه نمی گن تو شرم داری از دیدن گریه های بنده های بی پناهت؟ پس کو؟ کجایی؟ چرا اشکامو نمی بینی؟ چرا دستمو نمی گیری بلندم کنی خدا؟ مگه تو تنها پناه من تنها نیستی؟ 
خدایا تو که میدونی من خستم از زندگی پس چرا ؟... خدایا تو که میدونی من تحمل تنهایی و دوری و جدایی رو ندارم پس بیا کنارم .. دست بکش رو سرمو بگو تا همیشه کنارمی .. با تمام اشتباهام بگو دوستم داری هنوز .. بگو که اگه بگی تا همیشه می مونم کنارت می مونم ..
خدا کجاست  اونی که باید باشه کنارم تو لحظه های بی کسیم کجاست اونی که تنهام گذاشت تو تنهاترین لحظه های زندگیم ..
خدای مهربونم غمارو از دلم ببر.. بذار دوباره شادی بشه مهمون دلم ..

کرم بین و لطف پروردگار   گنه بنده کرده ست او شرمسار

خدایا ارامش را دوباره به ساحل زندگی ما برگردان ..
                                                                     امین

 


 

+نوشته شده در پنجشنبه سی ام مهر 1388ساعت3:47 PMتوسط ele joooooooooooon* | |

تویی که بخاطر تو پا رو این دلم گذاشتم ..

از همه هستیم گذشتم ..

عشق پاکو قلب خستم ..

روح حیران گشته و مستم ..

باز می خواد با تو بمونه تا همیشه تا نهایت تا ابد تا به قیامت ..

بگذر از گناه این دل .. بگذر از مستیه بی حد و حصرش ..

+نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم مهر 1388ساعت3:6 PMتوسط ele joooooooooooon* | |

به هر که عشق ورزیدم رهایم کرد
ز هر که دوری جستم صدایم کرد .. برای رفتنم نالید ..
چه کنم در این دنیای پست
جای من اینجا نیست جای من ان بالاست
پیش ان مهربانم
خدایم
تا رها گردم از این همه نکبت و پستی
تا نشوم مثله این دنیا
انقدر پست انقدر سنگدل
که به فراموشی بسپارم ...
انانی را که عاشقانه دوستشان دارم
چه کنم خدایم خسته ام
روی گردان به سمتم
که باز تنهایم
باز تنها
تنهای تنها
دیده ام نگران است از اینده
از فردا
دلم می خواهد بسازم سنگی از قلبم
ولی نمی ذارد این دل و احساس پاکم

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم مهر 1388ساعت8:58 PMتوسط ele joooooooooooon* |

در این دنیای بیگانه
کسی عشقم نمی خوانه
شدم تنها
شدم بی کس
طلب کردم ز هر نا کس
که عشقم ده ز پاکی ها
ولی جز بی وفاییها
نصیب این دلم ...

۱۵/۳/۸۸

اونی که شد همه و تنها کسم
همدمو تنها نفسم
روح و وجود
خاک تنم
گذاشت و رفت چه بی خبر
دل رو ربود چه بی شرر
خاکسترم کردو روبیدتکه تکه ی بدنم

۲۸/۲/۸۸

+نوشته شده در چهارشنبه بیستم خرداد 1388ساعت12:46 PMتوسط ele joooooooooooon* | |

دوران خوش مدرسه ام تموم شد ...
به همین سرعت و به همین راحتی ...
با تمام تلخی ها و شیرینی هایش ...
۳۱/۲/۸۸ پنجشنبه ساعت۱۲

+نوشته شده در دوشنبه چهارم خرداد 1388ساعت12:1 PMتوسط ele joooooooooooon* |

نوشتم  برایت از عشق از صفا
نوشتی برایم توهم از مهر از وفا
نوشتم برایت بارها عاشقت هستم با من بمان
نوشتی برایم تو هم خواهان با من ماندنی
نوشتم برایت ... عاشقم کردی پس عاشقم باش
نوشتی برایم ... عاشقت گشتم کمی پیش تر
.....گذشت و گذشت....
نوشتم برایت دوباره ... از نو .... که هستی کنارم هنوز؟
نوشتی برایم عزیزم همش خواب و احساس پسته
نوشتم برایت ... همه عشق و احساس من ...!!!؟
نوشتی برایم بخوان ان برای خودت
نوشتم ...
نوشتی ...
در اخر ... ماندم از عشق خالی ... تهی ...
تو رفتی و من هنوز با کاغذ نشستم کنار ...
نوشتم برایت گرم ایی در این محنت سرایم
بخوانی عشق من از لای کاغذ پاره هایم !!!


+نوشته شده در شنبه نوزدهم اردیبهشت 1388ساعت8:52 PMتوسط ele joooooooooooon* | |

                                     توجه

پدر و مادر عزیزم که با نظرات سبزتون منو دلگرم می کنین ...rose
زهرا جونم بیا قرمز درشت می نویسم دو ست دارم ... Wink
نیلوفر جون دوست خوب و نازم ( + فاطمه - سحر - مرضیه )
الهام دختر خاله ی گلم که قدیما بیشتر میومد سراغ ما ( + سحر - یگانه )
سام عزیز که با اون همه دوست رفیق بازم ما رو فراموش نمی کنه ...
الیس جونم که تازگی با داداش عزیزش وب می نویسه ... و این روزا کم پیداست ...
یه پسر دیوونه ( حمید ) که این روزا نمیدونم چه مشکلی پیدا کرده ...Crying or Very sad
امیر حسین عزیز که هیچ وقت ما رو فراموش نمی کنه ... با تموم گرفتاری ها ...
فاطمه جونم که به خاطر اینکه چند وقت نرفتم وبش با هام قهر کرد ... console
ادینای عزیز که اونم با تموم گرفتاری ها بازم ما رو شرمنده می کنه و نظرات سبزشو می بینم ...
کاوه ی عزیز که چند وقتیه ستاره ی سهیل شده ...
یه دیوونه ی عاشق که بخاطر پاره ای از مشکلات فعلا تو نت نمیاد ...
سنبلیناز جونم که چند وقته ای رفقای قدیمی رو از یاد برده ه ه ه ه ه ...
محمود افشاری عزیز که ایشونم به کل فعلا نمیان این جا ...
مرلین منسون که وبشو بستن ..................................Sad
boy که قدم رو چشم ما میذارن میان به کلبه حقیر ما ...
ترنم نازنینم که چند وقتیه بهش سر نزدم ....
تنها - عشق شیشه ای - گریه های بی صدا ( امیر که فعلا نیستا ) - نامه ای در راه عشق  - در کوی عشق و ...
و در اخر من که به حسابش می رسم ...snap
و همه و همه ی کسایی که نمی تونم اسم تک تکشونو ببرم ... خواستم به همتون بگم عاشقانه همتونو دوست دارم وامیدوارم تو زندگیتون به بهترین ها برسین ...

 

وتنها امیدم برای زندگی .. کسی که بند بند وجودم برای دیدنش پر می کشن ..


                                   

                                     ارادتمند شما الهه

              

+نوشته شده در شنبه پنجم اردیبهشت 1388ساعت12:10 PMتوسط ele joooooooooooon* | |